خرید بک لینک

«آفتابي لب ِدرگاه شماست»

( نكاتي پيرامون انتخابات رياست جمهوري)

انتخابات به عنوان پديده اي مدرن تبلور اعتقادات، درخواست ها و تغيير علايق مردم است و « تغييرات متن جامعه را در حاكميت منعكس مي كند». به تعبير ظريفي؛ «آفتاب 29 ارديبهشت 1396 خورشيدي لب درگاه خانه هاي ايرانيان بود و مردم، در گشودند و به رفتار آنان تابيد» :

آفتابي لب ِدرگاه شماست / كه اگر دربگشاييد / به رفتار شما مي تابد.

با پرتو افكندن به انتخابات رياست جمهوري مي توان به چگونگي رفتار جامعه و جريانات سياسي پي برد. صاحب نظران انتخاب مجدد روحاني را به دليل نياز هر چه بيشتر به تزريق عقلانيت در اداره ي دولت مهم مي دانستند. به نظر مي رسد جامعه ي ايران با انباشت تجربه هاي سال 84 براي ايجاد يك «بيداري ملي» در اقدامي دورانديشانه به بازگشت به «عصر توزيع پول» نه گفتند و اين بيش از پيروزي روحاني، دستاورد بزرگتري است. با طرح «وعده هاي غير عملي» از جانب كمپين رقيب ،كه مو جب «ريشه دار تر شدن بي اعتمادي اجتماعي» مي شد ضرورت انتخاب روحاني را بيش از پيش مي نمود. امّا از تابيدن آفتاب بيست و نهم به رفتار ما چه مي توان آموخت ؟ .

نقد اصولگرايان :

- اين انتخابات بار ديگر نشان داد اصولگرايي به عنوان يكي از دو جريان اصلي و ريشه دار كشور، سالهاست از افراد شاخص خود دور افتاده است،از اصولگرايي حسن عباسي تا امير محبيان فرسنگ ها فاصله است.

- اصولگرايي به پارادوكس دچار شده است. براي نمونه از يك سو دشمني با موسيقي و از جانب ديگر « دخيل بستن به خواننده اي زير زميني» كه صرفاً اصولگرايان را متهم به سوداي كسب قدرت كرد نشاني از اين پارادوكس اصولگرايي است.

از اتفاق حتي از جانب اصلاح طلبان بايد از باز شدن باب گفتگو با « دگرانديش ترين لايه هاي جامعه » از جانب اصولگرايان استقبال كرد امّا مساله نه ديدار با خواننده اي مانند تتلو و نه در اشتباهات تاكتيكي (كانديداي غلط، مناظره ي غلط،انصراف غلط، ديدار غلط و ...) كه بحث پارادوكس گفتار و رفتار است. از اين رو اصولگرايان نيازمند تعديل، بازيابي و بازسازي گفتمان و گفتار فكري- سياسي خود هستند.اصولگرايي در عصر پيشامدرن نيز جامانده است.

- اصولگرايان بايد بياموزند براي يك بار هم شده روي پاي خود بايستند و دست ياري نهادهاي پرقدرتي مانند صداوسيما را پس زنند. به تعبير صاحب نظران از دوم خرداد 76 به اين سو ؛« انگيزه ي راي دادن به نامزدي كه از جانب نهادهاي رسمي حمايت نمي شود ، بالا گرفته است».استقلال دو جريان اصلاح طلب و اصولگرا مي تواند به تقويت قواعد بازي سياسي و به سامان كردن حيات سياسي كشور كمك نمايد.

- در انتخابات رياست جمهوري، اصولگرايان بدون داشتن رويكردي ايجابي و « آبادگرانه» ، با داشتن مواضع سلبي و گاهاً «تخريبگرانه» تمام امكانات خود براي يك دوره اي كردن دولت روحاني بسيج كردند .

- اصولگرايان از كانديداهاي خود چهره اي قدسي ساختند و حتي از عباراتي نظير ابراهيم(ع) در تبليغات خود بهره بردند.با اين اسطوره سازي ها در عرصه ي سياست، چگونه ممكن است بتوان از فردي اين چنين قدسي و آسماني شده، فاصله گرفت و به نقد سياست هايش پرداخت.در تقابل با اين نوع تلقي؛ اصلاح طلبان به مرور دريافتند نه بايد از كانديداي خود اسطوره بسازند و نه ستاره. از اين رو در قبال با دكتر روحاني « با آدمي مواجهيد كه اشكالات هم دارد. ايراد و ناكامي و شكست هم دارد». و به تعبيري تقريباً دوره ي نخست رياست جمهوري روحاني « دوره ي قدسيت زدايي از مفهوم مديران عالي اجرايي كشور است».

- اصولگرايان مي بايست با ديدن واقعيت هاي اجتماعي، سياست داخلي خود را به سامان كنند. احترام به سبك زندگي، رواداري، تغيير رويكرد نسبت به آزادي هاي اجتماعي و سياسي، بهبود روابط با كشورها از جمله نقاطي است كه ايشان نيازمند بازنگري اند. اتفاقاً در گذشته ها به نسبت جريان چپ، رفتار معقولانه اي از جناح راست در رويكردهاي سياست خارجي خود به ياد داريم.امّا در شرايط كنوني با قدرت گرفتن طيفي از اصولگرايان، به دادن شعارهاي دهن پر كن اكتفا شده است. حمله به دستاورد بزرگي چون برجام كه قصه اي تماماً حاكميتي دارد نشان از سردرگمي و تهي بودن انبان اصولگرايان دارد كه گاه بر سر شاخه بن مي برند.

سخني با دولتيان و اصلاح طلبان :

روحاني در تقابل با اصولگراياني كه انگار در نگشودند تا آفتاب به رفتارشان بتابد و اشتباهاتشان را پيش چشم آورد كار دشواري در پيش دارد.

- به ياد داشته باشيم دولت « حل كننده ي تمام مشكلات اجتماع نيست». انباشت مطالبات و كوبيدن بر طبل ميان تهي خواسته هاي برنياوردني، راه را بر عقلانيت جمعي مي بندد و زمينه ساز « نا عقلانيت جمعي» مي شود كه از دل آن مي تواند كسي مانند احمدي نژاد خلق گردد. براي عدم بازگشت به آن عصر، خواست ما تزريق شفافيت و عقلانيت به نهاد دولت و جامعه است.

- با جدي گرفتن طبقات فرو دست و حاشيه نشينان، پيوند وثيق تري با اقشار كم درآمد جامعه داشته باشد و سياستهاي حمايتگري خود را تقويت كند.

- اگرچه ساماندهي جامعه ي مدني در اين دوره از انتخابات از جانب اصلاح طلب به نسبت مناسب بود اما اصلاح طلبان بايد بدانند چشم اميد به كاريزما، نفوذ و پيام خاتمي، اتفاقاً نشان از كم كاري و عدم تحزب و سازماندهي ضعيف در حيات سياسي خود دارد. تا كي بايد ليست خاتمي راي بياورد؟ و روزي اين خرج كردن ها به اتمام مي رسد و اصلاح طلبان دستشان در پوست گردو مي ماند . پنهان كردن خود و وابسته كردن يك جريان به يك شخصيت، نه كار عاقلانه اي است و نه نشان از سياست ورزي درست ما دارد.

- در آينده بيش از پيش بايد زمينه ي تحزب احزاب فراهم آيد .« زيرا تحزب يعني تكريم ديگري حتي اگر مخالف من است» و هيچ جامعه ي پويايي در جهان نيست كه با تخريب ديگري به شكوفايي رسيده باشد. از اين رو ؛ دولت دوازدهم در چهار سال پيش روي مي بايست انجمن ها و نهادهاي واسط را براي بر عهده گرفتن «اراده ي عمومي» تقويت كند.

- مركز تحقيقات استراتژيك سه ضرورت « اصلاحات ساختاري» ، « بحران تامين آب» و « بيكاري» را در صدر يكصد بحران پيش روي كشور ارزيابي كرده است.اگر چه تحليل گراني مانند سعيد ليلاز معتقدند تمدن ايراني با چهار چالش، فساد، ناكارآمدي،فقدان سرمايه گذاري و شكاف طبقاتي روبه روست. اين اَبَر چالش ها در شرايط بي ثبات و پر ريسك جهاني و منطقه اي كار را براي دولت دوازدهم پيچيده تر كرده است.به اعتقاد برخي صاحب نظران، امكان حل بحران ها از دست رفته است و بايد به فكر مديريت آنها باشيم.

برچسب: «آفتابي,ِدرگاه,شماست», نویسنده: بهراد یوسفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:58

صفحه بندی