خرید بک لینک

آشكار كردن باطن خويش

چند روز قبل دوستی هنگامه ی وداع و خداحافظی، دعا کرد سال پیش رو را نسبت به سالهای قبل، خوش و خوش تر باشیم. عبارتی که همیشه و بارها شنیده ایم.
تمنا و آرزویی که گویی به ظاهر جامه ی تحقق نمی پوشد و سال ها در پی هم می آیند و چندان تفاوتی و ارمغانی ندارند. واقعیت انضمامی چنین بی رحم و سخت و سنگدل است که هوس کوتاه آمدن ندارد.
بشر نیز گاهاً سودا و خیال خام ،در سر پرورانده و به دنبال گرداندن حلقه ی اقبال ناممکن بوده تا شاید در سازوکار عالم تغییر ایجاد کند ولی دَر بر همان نهج و پاشنه چرخیده و بیش از آنکه بهشت بیافریند جهنم ِدرد و عذاب حاصل آن شده است.چه هاست در سر این بشر محال اندیش.
"آنگونه که در کتاب انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده ی بیستم گزارش شده از ابتدای سال ۱۹۰۰ و تا پایان تسویه حساب خونین جنایتکاران صربستان ؛ نزدیک به صدمیلیون انسان بی گناه کشته شدند" ۰
ساموئل بکت در نمایشنامه ی در انتظار گودو شخصیتی مرموز به نام گودو خلق می کند که "هویت و وجودش هرگز فاش نمی شود، با این حال قرار است چیزی را برای ولادیمیر و استراگون به ارمغان آورد. اما این چیز چیست؟ مرگ؟ نجات؟ دلیلی برای بودن؟ .ما در زندگی همیشه منتظر چیزی هستیم و گودو نشانگر غایت انتظار ماست و بس،یک شی،یک حادثه،یک فرد و یا مرگ"
شاملو نیز سروده است:
"روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی كه كمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست
روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ایست
و قلب
برای زندگی بس است
روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است
...
و من آنروز را انتظار می كشم
حتی روزی
كه دیگر
نباشم".
بشر در انتظار است و آرزو.اما به تعبیر صدیق قطبی : به نظر می‌رسد مضمون اصلی و زیرین این آرزوها این است: دلم می‌خواهد فرداهای بهتری داشته باشی، دلم می‌خواهد زنده بمانی، سالم باشی. اگر چه می‌دانم که آنچه دلم می‌خواهد مطابق حساب ‌و کتاب‌های رایج، محقق نمی‌شود. اما همین که دلم را نشانت می‌دهم، همین که اظهار می‌کنم خوش داشتم جهان برای تو چگونه باشد، خود می‌تواند تسلایی باشد برای تو. ...
آرزوهای ما بیش از آنکه گمانه‌زنی درباره‌‌ی آینده باشد، روکردنِ دستِ باطن ماست. اظهارِ مهربانی است".
برای هم آرزوهای خوش و خوب داشته باشیم تا در این برهوت دلهره و اضطراب ، "قلب های همدیگر را لمس کنیم" و باطن خویش آشکار و عریان.

برچسب: نویسنده: بهراد یوسفی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:32

صفحه بندی