خرید بک لینک

اصلاح طلبي، قناعت در طرح مطالبات

دست كم دو راهبرد در روند هاي سياسي و فرايند دموكراتيك سازي قابل تصور است :

1- دولت محوري: در اين مدل و الگو «ورود به قدرت از طريق نظام انتخاباتي و حفظ فضاهاي سياسي شرط لازم و كافي بقاي اصلاحات و جامعه ي مدني تلقي مي شود».

اين همان نگاه هابزي است كه سياست را « تلاش و رقابت براي حضور در حوزه ي حاكميت» مي داند. بنابراين برخي معتقدند « پس از به دست گرفتن قدرت سياسي و از بالا مي توان برنامه ي توسعه ي سياسي و دموكراسي را به اجرا گذاشت».

2- جامعه محور: در مدل دوم به « حركت مردم در چارچوب احياي جامعه مدني از منظر فرهنگي- سياسي» و « آموزش مردم براي ايفاي مسئوليت خود در چارچوب خير عمومي» توجه دارد.

از نگاه آرنت؛ قلبِ سياست « به جاي حكومت، سپهر عمومي است. جايي كه مردم مي توانند آزادانه و در شرايط برابر حول مسائل معطوف به خير عموم به گفتگو بپردازند».

هر كدام از اين الگوها طرفداراني دارد. اما روشن است از يك سو ؛ «اصلاحات اگر نتواند در ساختار رسمي مشاركت كند به سرعت حذف ميشود» و از سوي ديگر؛ داشتن حداقلي از قدرت يا «دولتي كه به ارزش هاي دموكراتيك نزديك است» شرط لازم تشكيل و توسعه نهادها و تشكل هاي مستقل و ناوابسته ي مدني، صنفي و سياسي، شوراها و شبكه هاي اجتماعي است كه منجر به تقويت جامعه محوري مي شود.به تعبيري « دولت محوري براي جامعه محوري جا باز مي كند».

براي فهم بهتر اوضاع اصلاح طلبان، نگارنده به دو پيش فرض قائل است:

اول : اصلاح طلبان، براي حضور در قدرت سياسي و ساختار رسمي با موانع جدي روبه رو اند و بنا به دلايلي تا اطلاع ثانوي توسط "گرانيگاه اراده ي سياسي" به بازي راه داده نمي شوند. تا قبل از انتخابات مجلس شوراي اسلامي، اين تصور به وجود آمده بود كه شرايط در مقايسه با گذشته به وضعيت نرمال و مناسب تري براي كنشگران اصلاح طلب رسيده است. امّا با رد صلاحيت و عدم تحمل بسياري از اصلاح طلبان درجه ي اول، رويكرد دولت محوري با چالش مواجه شده است.

از اين رو اصلاح طلبان مشكل ساختاري دارند و تقريباً بعد از 88 ، بيرون از ساختار قرار گرفته اند(رأي دادن آقاي خاتمي در انتخابات سال 90 در واقع امكاني براي تعامل و درون ساختار گرفتن بود). بدين روي تا اين مشكل به مرور با عنايت به استراتژي هايي كه گرفته مي شود حل نگردد آش همين است و كاسه همين. و بايد واقع بينانه معترف بود پروژه اصلاح طلبي لااقل درساخت قدرت و در شرايط فعلي قابل اجرا نيست.

دوم: تقريباً در تمام ساحت هاي اقتصادي، اجتماعي،سياسي و .... در شرايط نرمالي قرار نداريم. به تعبير صاحب نظران؛ ما ناچاراً به پروژه «نرماليزاسيون» رضايت داده ايم. بعد از نرماليزاسيون هست كه مي توان به دموكراتيزاسيون انديشيد.در شرايط غيرنرمالِ كنوني، پروسه يا «پروژه اصلاح طلبي قابل اجرا نيست» وبايد شرايط به وضعيت نرمال برسد يا بازگردانده شود و جا براي رقابت منصفانه ي احزاب باز شود. در پروژه ي نرماليزه كردن است كه روحانيِ راست گرا به عارفِ اصلاح طلب ارحجيت دارد و علي مطهري، علي لاريجاني،و ديگراني از اين دست كه مي خواهند از اين شرايط بگذريم حضور دارند.

به تعبيري ديگر، اصلاح طلبان در وضعيت كنوني در موقعيتي نيستند كه برنامه و شعارهاي ايجابي بدهند. برنامه كه هيچ، بيان و اِبراز هويت اصلاح طلبي نيز به ويژه بعد از وقايع 88 مسئله ساز است. نمونه ي بارز آن رد صلاحيت شدن غالب چهره هاي شناخته شده و نشناخته شده ي اصلاح طلب است.در انتخابات سال گذشته خيل عظيمي از اصلاح طلبان به خود عنوان "مستقل" دادند تا شايد با «وجود صافي هايي با منافذي بسيار قليل و بسيار كوچك»،از گذرگاه تنگ عافيت به سلامت عبور نمايند.

نگارنده قائل به اين نيست كه هر بذري در هر زميني ثمر مي دهد. اين كلاف راگره هايي خورده است كه بخش اعظم آن به دست خود نیروهای اصلاح طلب باز مي شود.واقعيت اين است با «طرح تدريجي و هوشمندانه مطالبات مبتني بر مقتضيات و شرايط زمان»،و «با کاستن از حجم مطالبات سياسي نيروهاي اصلاح طلب، بايد در ساختار حاكميت اعتمادسازي کرد و در مسير مشارکت سياسي گام برداشت» و « اصلاح طلبان باید عادت بکنند که مدتی بالا نشین نباشند».

به اعتقاد عباس عبدي؛ فلسفه و معناي انتخابات بعد از سال 92 تغيير كرده است.و "انتخاب بهينه" را در شرايط كنوني جايگزين "انتخاب مطلوب" نموده است. «فراموش نکنیم در سیاست بحث کشف حقیقت مطرح نیست. بحث این است که با همان منطقی که امروز آمدیم و به کسی رای میدهیم که هیچگاه در خواب هم نمیپذیرفتیم، با همان منطق میتوان رفتارهای دیگر هم داشت. همین منطق میتواند رفتارهای دیگر را هم توجیه کند».

از اين رو اصلاح طلبان در شرايط فعلي بايد همّ خود را مصروف به سرانجام رساندن پروژه ي "نرماليزاسيون" و "اعتمادسازي" بنمايند.اصلاح طلبان «باید به جای یافتن راهکارهای ساده انگارانه، به تحکیم و تقویت موقعیت اجتماعی خود و افزایش وزن درون ساختار سیاسی تا حد امکان روی آورند؛در این صورت است که جریان مقابل هم علیرغم میل باطنی خود، ناچار سهمی از تاثیرگذاری بر مناسبات را به اصلاح طلبان واخواهد گذاشت».

با اين اعتبار؛ اصلاح طلبان با پيش بردن همزمان دو پروژه ي دولت محوري و جامعه محوري و بدون از دست دادن هويت اصلاح طلبي باید 1) «به تحکیم و تقویت موقعیت اجتماعی خود» و 2) افزایش وزن درون ساختار سیاسی» روی آورند، «در این صورت جریان مقابل به ناچار سهمی از تاثیرگذاری بر مناسبات را به اصلاح طلبان وا خواهد گذاشت».

نگاهي به عملكرد اصلاح طلبان دلفان در يكسال گذشته :

نگارنده چندان تمايل و مجالي ندارد كه بار ديگر به قصه ي انتخابات مجلس سال گذشته در اين مجال ورود نمايد. نكات بالا شايد ما را به فهم بهتري از انتخابات سال گذشته و پيش رو( رياست جمهوري و شوراي شهر)، رهنمون سازد. اما چند نكته را به اختصار در اين رابطه مطرح مي كنم :

- جريان هاي اصلاح طلب شهرستان با عدم قبول تكثر سياسي و استفاده از گفتارهاي غيريت ساز ( نظير ما فقط اصلاح طلبيم و اصلاح طلب حقيقي و منفعت طلب و ... ) ، يكديگر را به سمت راديكاليزم سوق دادند.

- وجود كثرت در طبيعتِ يك سيستم (در اينجا جامعه ي اصلاح طلبي)و گروه است، اما اين كثرت به "تعارض" و تقابل انجاميد. اين تعارض در يكسال گذشته -تا به حال- حل نگرديده و اين معنايي جز اين ندارد كه سيستم طبيعي عمل نمي كند و « چيزهاي غير طبيعي در ميان است كه مانع عملكرد درست سيستم مي شود». اين تداوم تعارض نشان از بيماري جريان اصلاحات در شهرستان دارد

- به نظر؛ رفتار هر دو سوي ماجرا در انتخابات سال قبل قابل دفاع بود. اما از هر دو سوي طيف، اين رفتار مورد پذيرش قرار نگرفت. "سياست اصلاح طلبي" جاي خود را به "سياست مبارزه جويي" داد.كنش سياسي وجه مبارزه اي پيدا كرد. «مبارزه جو هويت خود را در طرد و تقابل و ضديت با طرف ديگر تعريف مي كند».به جاي رودررويي مي شد در كنار هم بود و از هم نقد همدلانه داشت. شوربختانه تلاشي براي عبور مسالمت آميز اصلاح طلبان از اين مرحله صورت نگرفت و يا اگر صورت گرفت نگذاشتند و بر آتش آن دميدند

- مجموعه ي اصلاح طلبان دلفان تقريباً استراتژي روشن، كارآ و مناسبي براي بعد از انتخابات و در قبال نماينده ي شهر ندارند؟

- "سوال كردن" و مطالبه گري جاي خود را به "زير سوال بردن" داد كه گاه منشاء رفتارهاي متناقض و خواسته هاي نامعقول( از جمله درخواست عذرخواهي و ...) گشته است.

- در آخر مي توان از اصلاح طلبان دلفان انتظار داشت كه با توجه به مبحث "دولت محوري" كه ذكر آن رفت به حفظ اندك موقعيت ها و فضاهاي سياسي اصلاح طلبي در شهرستان كمك نمايند و با تشكيل تشكل هاي مدني، صنفي و سياسي و شبكه هاي اجتماعي رويكرد "جامعه محوري" را نيز تقويت نمايند

برچسب: اصلاح,طلبي,قناعت,طرح,مطالبات, نویسنده: بهراد یوسفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 23:58

صفحه بندی